سهراب دومِ سپهری

خرید بک لینک
-حاجی عجب بارونیه،بد خیس شدیما،ببین حاجی یه روز اومدیم تو دامان طبیعت دامانش خیس شد.+بارون که فقط واسه ما نیومده،خدام همیشه چشش به تو نیست ببینه کی می ری بیرون که نزاره بارون بباره!-خدا کی حواسش به ماس پس؟+منظور؟-منظور که مثلا ببین حاجی چی می شد اصلا تمایلی نبود،نیازی نبود،کلا چیزی تو جسممون نبو سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 1:00

پاکت های خالی میان من و ایمان، میان من و عشق، میان من و تعهد، میان من و شور، میان من و مختار، مائده باید یک نفر را انتخاب می کرد. همه ی آن چیزهایی که به گمان مائده در مختار بود و در من نبود. و من نمی توانستم منکر این چیزها بشوم. مختار دانشجوی سال آخر الهیات بود و مائده بعد از آن که ترم اول را ت سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 19:07

دوچرخه، بازو، سیگار نویسنده: ریموند کارور ترجمه: سارا سالارزهىدو روز بود که ایوان هامیلتون سیگار را ترک کرده بود و به نظرش مى رسید که توى این دو روز هرچه گفته بود و هرچه فکر کرده بود یک طورى سیگار را به خاطرش آورده بود. زیر نور چراغ آشپزخانه به دست هاش نگاه کرد. انگشت هاش و بندهاى آنها را بو سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 19:07

با سلام خدمت دوستان و هم داستاناندستور جلسهء حلقهء داستانسه شنبه 23خرداد 1396جلسه راس ساعت 17 شروع خواهد شد.نیم ساعت ابتدایی به بحث و تبادل نظر دربارهء کتب خوانده شده توسط اعضای حلقه خواهد گذشت.یک ساعت میانی، نقد و بررسی داستان «پاکت های خالی» و بحث و نظر دربارهء داستان «دوچرخه، بازو، سیگار» ا سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 19:07

صبح نزدیک ساعت هفت و نیم بود که با داد و فریاد های زنش و شکسته شدن چند ظرف یا مجسمه هایی که از اوایل دوران ازدواج داشتند،از خواب بیدار شد.اگر نمی جنبید کارش دیر می شد و باز باید با آن رئیس احمق سر و کله می زد،اگر هم دیر می کرد اتفاق خاصی نمی افتاد،حداکتر شاید فقط نوشتن چند تا از نامه ها دیر می شد ک سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 19:07

به نام خدای وهم و خیالجِم،جادو،جننمی شد فهمید ظلمات غروب است یا گرگ و میش طلوع؛ خانه متروک است یا نیمساز؛ هرچه که بود اندک نوری بود تا صورت جوان را دید و اندک دیواری بود که نور نیاید.جوان صاف ایستاده بود و مات به گوشه ای خیره، نمی شد فهمید ندای بلند درونش است ی سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:51

قتقتل در ترمینال غرب یک داستان تکراری است. تکراری نه به این معنی که مکرر تعریف شده باشد که حتم هم شده است. بیشتر از این بابت که مکرر اتفاق افتاده است. من هم مثل همة آن دسته از بچههای خانوادههای مهاجرِ محلههای پایین شهر، که کارشان زبالهگردی در امتداد کانالهای آب محدودة شمالی طرشت تا جنوب و تا بخ سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:51

با سلام خدمت دوستان و هم داستاناندستور جلسهء حلقهء داستانسه شنبه 9 خرداد 1396جلسه راس ساعت 17 شروع خواهد شد.نیم ساعت ابتدایی به بحث و تبادل نظر دربارهء کتب خوانده شده توسط اعضای حلقه خواهد گذشت.یک ساعت میانی، نقد و بررسی داستان «قتل در ترمینال غرب» نوشتهء آقای جواد افهمی.نیم ساعت پایانی هم به سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:51

پشت خماند و تفنگ به دست کرد، سرش را آرام از پناه سنگ کشید بالا.نرینه گله سرش بالا بود. و هوا را بو می کشید.گله آرام بود تفنگ را بالا آورد. سرش را گذاشت روی قنداق و چشمش را بست. تفنگ را پایین آورد و لتهای از جیب بیرون کشید، ها کرد به دوربین تفنگ و شروع کرد به تمیز کردن، سرش را آرم از کنار سنگ بالا سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:51

با سلام خدمت دوستان و هم داستاناندستور جلسهء حلقهء داستانسه شنبه 16 خرداد 1396جلسه راس ساعت 17 شروع خواهد شد.نیم ساعت ابتدایی به بحث و تبادل نظر دربارهء کتب خوانده شده توسط اعضای حلقه خواهد گذشت.یک ساعت میانی، نقد و بررسی داستان «کوه دی برار» نوشتهء آقای حمید ابارشی.نیم ساعت پایانی هم به بداه سهراب دومِ سپهری...

ما را در سایت سهراب دومِ سپهری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 6:51

صفحه بندی